شهید گمنام
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام برادر شهیدم .
نامت چه بود ؟ نمی دانم .فراموشم شده است.این حوالی جایی هست که چند آشنای غریب یا چند غریب آشنا خفته اند ونظاره گرمان هستند . همین جا که هرگاه غم تمام دنیا روی دلمان می نشیند می آییم و سبک می شویم.
اما گفتم اسمت را نمی دانم ! تعجب نکن تقصیر من نیست. اصلا این روزها خیلی ها اسم شما را نمی دانند . ازین بالا تر را هم بگویم ؟ اصلا بگذار این را هم بگویم که چه خوب است فراموش شده اید یا حداقل از شما اسمی در میان نیست تا مواخذه شوید .
نپرس که چرا مواخذه . آخر گفته اند که شما زنده اید و میبینید . خیابان های شهرمان را می گویم .این بار شعار نیست . اوضاع شهرمان را بعد از انتخابات می گویم. شما و دوستانتان متهمید به خیانت ، به خشونت ، به اشتباه و مفت خوری . باور کنید برایم بسیار سخت است گفتنش . اما باید بگویم ، باید بدانید که چرا فراموش می شوید . خنده ام میگیرد وقتی که بسیار راحت کنار گذاشته می شوید . این روزها در تجمعشان از کسانی به عنوان شهید میکنند که یا وجود خارجی ندارند یا با شما 180 درجه فرق دارند ...
بگذریم. برادر شهیدم ! این هفته هم آمدم . چه بهانه ی خوبی است هیئت . حداقل به بهانه ان هم که شده به این مکان آشنا می آیم و پنهانی با شما صحبت می کنم . پنهانی اسمتان را هم میدانم ، بگذار پنهانی هم بگویم .تو شهید گمنامی، فرزند فاطمه . تو شهید گمنامی ، فرزند روح الله...
به هیئت می آیم و ... .
کلمات کلیدی :